امروز
 يكشنبه , 01/بهمن/1396
 Sunday , 21/January/2018

 

حدیث نور

شرکت های تابعه صندوق

مصاحبه با آقاي پناهي چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه ، 27 بهمن 1389 ، 10:44

 

معاون اداري و مالي صندوق بازنشستگي

 

 

1. به طور کلي، خدمات معاونت اداري و مالي صندوق براي پشتيباني از عوامل اجرايي پروژه به چند دسته تقسيم ميشود؟

اقداماتي که معاونت اداري و مالي صندوق در خصوص اين پروژه انجام ميداد، به چند گروه تقسيم ميشود. يکي از این مسائل تأمين اعتبار مالي بود. با توجه به اينکه تأمين منابع کلان مالي از اهميت بالايي برخوردار بود، ما هم انرژي زيادي صرف اين قضيه کردیم تا از جاهاي مختلف اعتبار لازم را جذب کنيم. مسئله بعدي، تأمين مصالح مورد نياز بود. فوریت تأمين مصالح مي طلبيد که هم به موقع اقدام کنيم، هم الزامات قانوني مانند برگزاري مناقصه ها را در نظر بگیریم و هم مصالح از کيفيت بالايي برخوردار باشند. مسئله بعدي، نيروي انساني ستادي بود که در آنجا مستقر بودند. در بخشهاي اداري، مالي و پشتيباني، بخش نگهباني و همچنين انتخاب پيمانکاران که بايد پس از طي تشريفات انجام ميشد. براي انتخاب پيمانکاران، در بعضي موارد لازم بود که صورتجلسه به تأييد هيئت امنا برسد. بعضيها را در خود پروژه انجام مي داديم به هر حال سازماندهي و نظارت بر نيروها کار دشواري بود.

2. چه موانعي به لحاظ اداري، مالي و پشتيباني پيش روي شما وجود داشت و چگونه آنها را برطرف مي کردید؟

يکي از مشکلات ما اين بود که گاهي روند انجام هزينه ها ازاعتباراتي که ما داشتيم سریع تر بود. به هر حال اين پروژه هزينه هاي زيادي داشت و هميشه ما متناسب با آن هزينه ها در صندوق پول و اعتبار نداشتيم و بايد از راه هاي مختلفي آن را جبران ميکرديم.در مدتي که طول ميکشيد هزينه ها جبران شود و کار هم نخوابد، به هر حال قدري فشار رواني وارد ميشد هم به پروژه و هم به مسئولان اما به حول قوه الهي همه مشکلات برطرف شد.

 

 

يکي از مشکلات ديگري که ما در اين پروژه داشتيم، مربوط به پيمانکاران گذشته پروژه مي شد چون اين پروژه چند سالي بود متوقف مانده بود پيمانکاراني که سال هاي قبل از توقف پروژه کارکرده و تسويه حساب نکرده بودند، بعد از اينکه پروژه بار دیگر راه اندازي شد، چون قيمتها تغيير کرده بود، کارها عوض شده بود و بعضي از اين شرکتها نيز يا منحل شده بودند يا در دسترس نبودند باید تغییر مي کردید و بايد کارها را به شرکتهاي جديد مي داديم. از این رو، مذاکرات زيادي انجام شد تا توافق جديد حاصل شود و این کار وقت زيادي از ما گرفت. يکي ديگر از مشکلات، تسريع در انجام کارها بود چون گاهي مجبور بوديم مبالغي را تا پايان روز هزینه کنیم ولي از طرفي، گرفتن استعلام از افراد بسيار مشکل بود. در اين موارد مجبور بوديم همکاراني را که در آنجا داشتيم بسيج کنيم تا بتوانند استعلام ها را بگيرند چندين نفر را در طول يک روز به جاهاي مختلف اعزام ميکرديم که استعلام بگيرند و کارهاي قانوني را انجام دهند تا مصالح به موقع تهيه شود.

3. راهکارهاي تأمين منابع مالي چگونه بود؟

ما منابع مالي پروژه را از طريق اعتبارات موجود در صندوق، فروش پروژه هاي ديگر در شهر تهران يا کشور و ساير درآمدهايي که صندوق داشت، تأمين ميکرديم. محل ديگر براي تأمين منابع مالي پروژه، پيش فروش خود واحدهاي همين پروژه بود که قسمتي را در ابتداي راه اندازي پروژه پيش فروش کرده بوديم و تعدادي از واحدها را هم از سال 86  به بعد که بار دیگر عمليات پروژه شروع شده بود، پيش فروش کرديم.

4. نحوه نظارت و کنترل برهزينه کرد پروژه را توضيح دهيد؟

به دليل اينکه هزينه هايي که بايد در پروژه صرف میشد هم حجم بالايي داشت و هم بايد از سرعت و دقت بالايي برخوردار باشد.ما گروهي را به عنوان امور مالي به صورت جداگانه در خود پروژه مستقر کرديم و يک نفر مدير مالي نیز از طرف خودمان در آنجا تعیین کرديم تا هم ناظر بر صرف هزینه ها باشد و هم کارهاي لازم دقيق و به موقع انجام شود. از طرفي، وقتي امور مالي در پروژه مستقر باشد و با پيمانکاران به صورت مستقيم ارتباط داشته باشد، نظارتي که بايد انجام شود دقيق تر صورت مي گیرد و مطلب بعدي اينکه قسمتي از امور را به مجري پروژه تفويض اختيار کرده بوديم که از طرف خود ما منصوب شده بود. بعضي از هزینه ها را ايشان انجام مي دادند. نظارت ها نيز هم از طرف امور مالي پروژه انجام مي شد، هم از طرف صندوق در قالب اعزام مأموران خودش به پروژه. گذشته از همه اينها باز ما با گروه هاي حسابرسي خارج از صندوق و پروژه قرارداد مي بستيم و آنها را به پروژه اعزام ميکرديم که کارها را حسابرسي کنند و اگر اشکالاتي درکار ديدند ضمن اينکه آنها را برطرف ميکردند گزارش بدهند تا در مراحل بعدي اشکالات احتمالي رخ ندهد. تجربياتي که ما در اين پروژه داشتيم بسيار زياد است من فقط به گوش هاي از مواردي که به امور مالي و اداري مربوط ميشود، اشاره ميکنم.

در زمان اوج کار پروژه، گاهي تا 1.200 نفر نيرو مشغول کار بودند، بسياري از اينها کارگران روزمزدي بودند که بايد آخر وقت پولشان را ميگرفتند و مي رفتند. سازماندهي اين تعداد نيرو با کارها و فرهنگهاي مختلف، به نحوي که هيچ مشکلي در پروژه بوجود نيايد، تجربه بسيار مهمي براي ما بود. از طرفي در برگزاري مناقصه ها براي جذب پيمانکار و برگزاري مزايد ه ها براي فروش اقلام اسقاطي نیز تجربيات زيادي به دست آورديم. نيروهايي که آنجا مستقر بودند و همچنين نيروهاي امور مالي صندوق با اینکه با قوانين و مقررات آشنايي داشتند، ورزيده تر شدند و بر مسائل مربوط به حسابداري بویژه آن بخش که به امور پيمانکاري مربوط ميشود تسلط زيادي پيدا کردند. اين مسئله که امور مالي را در خود پروژه مستقر کرديم، تجربه جديدي بود. ما پیشتر به اين شکل کار نکرده بوديم که امور مالي را در خود پروژه مستقر کنيم بلکه تمام امور از طریق خود صندوق انجام میشد و همه نيروها براي دريافت پول بايد مستقيم به خودصندوق مراجعه ميکردند که این باعث شلوغي کار ميشد. گاهي نيز درگير يهايي پيش مي آمد ولي ما همه اين مسائل را به خود پروژه منتقل کرديم. فقط تأمين اعتبار از سوي صندوق، به صورت هفتگي يا ماهانه انجام مي شد اما هزينه ها آنجا پرداخت و اسناد به صندوق منتقل مي شد.

5. شيرين ترين خاطره شما در مراحل اجراي پروژه چه بود؟

ما خاطرات شيرين زيادي از پروژه داريم. من ترجيح ميدهم يکي از خاطرات شيرين را به جاي شيرين ترين خاطره عرض کنم. به نظر من روزي که در ده ه فجر 87 ، اين پروژه بعد از سال ها توقف افتتاح شد، بهترين خاطره بود. چون ميدانيد اين پروژه مدت زيادي متوقف بود و با وجود اينکه تعداد زيادي از کارکنان صدا و سيما ثبت نام کرده و دارايي خودشان را به عنوان پيش پرداخت هزينه کرده بودند کاملاً نااميد بودند که پروژه راه اندازي شود. به هر حال با زحماتي که رياست محترم صندوق و همه کارکنان کشيدند بار دیگر پروژه راه اندازي و در نهايت افتتاح شد. همان گونه که در سئوال قبلي عرض کردم گاهي تا 1.200 نفر نيرو آنجا بودند و زحمات بسيار زيادي کشيدند. روز راه اندازي پروژه وقتي به عظمت کار و استحکام و اين همه زيبايي در منطقه غرب تهران نگاه ميکرديم، احساس رضايت را در چشم همه مسئولان سازمان و همه کساني که آنجا خانه خريداري کرده بودند، ميديديم. بهترين و خاطره انگيزترين روز براي من همان روزي بود که اين پروژه افتتاح شد. روزهاي بعد از دهه مبارک فجر هم که رئیس محترم سازمان صدا و سيما به پروژه تشريف آوردند، از همه عوامل قدرداني و تشکر کردند. براي ايشان هم خيلي مهم بود که پروژه اي با اين عظمت بار دیگر راه اندازي و افتتاح شد. چيزي که بسیاري از افراد باور نميکردند.

6. پروژه جام جم از ديگاه شما در يک جمله چه ميتواند باشد ؟

من پروژه را اين طور خلاصه ميکنم که خواستن توانستن است به هر حال ما خواستيم و همگي با هم متحد شديم و پروژه متوقف شده را باردیگر راه اندازي و افتتاح کرديم.