امروز
 پنجشنبه , 28/دي/1396
 Thursday , 18/January/2018

 

حدیث نور

شرکت های تابعه صندوق

گزيده مديريت
اقتصاد مدیریت (2) چاپ فرستادن به ایمیل
يكشنبه ، 20 تیر 1389 ، 15:22

اقتصاد مدیریت(2)

  تصمیم گیری تحت شرایط عدم اطمینان

وقتی تصمیم گیرنده نداند و نتواند احتمال وقوع هر پی آمد خاص را تخمین بزند، در این صورت عدم اطمینان وجود دارد. معیارهای ماکزیمین و حداقل پشیمانی دو قاعده تصمیم گیری هستند که تحت شرایط عدم اطمینان به کار گرفته می شوند.

معیار ماکزیمین بیان کننده آن است که تصمیم گیرنده بدترین حالت ممکن هر استراتژی را تعیین و آنگاه آن را انتخاب می کند یعنی بهترین حالت از بین بدترین پی آمدهای ممکن را بر می گزیند. این معیار بسیار محافظه کارانه، موقعی مناسب است که واحد تولیدی نسبت به مخاطره اجتناب شدیدی دارد، مثلاً وقتی بقای یک واحد تولیدی کوچک به اجتناب از ضرر بستگی دارد.

معیار حداقل- حداکثر پشیمانی بیان کننده آن است که تصمیم گیرنده باید استراتژیی را انتخاب کند، صرف نظر  از هر حالتی که واقعاً رخ می دهد که حداکثر پشیمانی یا هزینه فرصت تصمیم غلط، را حداقل کند. پشیمانی از طریق اختلاف بین بازپرداخت استراتژی خاص و بازپرداخت بهترین استراتژی تحت یک حالت ممکن به دست می آید اینکه کدام یک از این دو قاعده تصمیم گیری را ممکن است واحد تولیدی به کار گیرد، بستگی به اهداف و موقعیتها دارد(معیار ماکزیمین و معیار حداقل -حداکثر پیشمانی معمولاً نتیجه مشابهی به دست می دهد- یعنی، هر دو ممکن است یا به تصمیم برای سرمایه گذاری و یا عدم سرمایه گذاری منتهی شود).

منبع : تئوری و مسایل اقتصاد مدیریت/ دومینیک سالواتوره؛ترجمه سید جواد پور مقیم.-تهران:نشرنی،1386.

 

ادامه مطلب...
 
مفاهیم اساسی در اقتصاد مدیریت چاپ فرستادن به ایمیل
يكشنبه ، 20 تیر 1389 ، 15:19

بهینه سازی و روش های تحلیل در شرکت ها

 


بهینه سازی توسط یک بنگاه مربوط به فرایندی  می شود که در آن این بنگاه دنبال به دست آوردن  اهدافش به بهترین نحو ممکن است. رفتار بهینه یک بنگاه معمولاً حداکثر کردن سود، یا حداکثر کردن ارزش فعلی است. بعضی اوقات ممکن است، بهینه سازی شامل حداقل کردن هزینه کل باشد. این در حالتی است که واحد تولیدی قراردادی برای عرضه مقدار مشخصی کالا به قیمت معلوم، داشته باشد. برای حداقل کردن هزینه کل با درآمد کل مشخص (چون قیمت هر واحد و مقدار فروش مشخص است)، بنگاه نیز سود کل را حداکثر می کند. از این رو، ممکن است بهینه سازی شامل حداکثر کردن سود یا حداقل کردن هزینه توسط واحد تولیدی باشد.

تا حدود زیادی، تحلیل بهینه سازی بر رابطه بین مفاهیم و معیارهای کل، متوسط و نهائی استوار است. ارزش متوسط برابر ارزش کل، تقسیم بر مقدار است ولی ارزش نهائی برابر با تغییر در ارزش کل نسبت به تغییر در یک واحد است. زمانی که اختلاف مثبت بین درآمد کل و هزینه کل در بیشترین حد باشد، بنگاه سود خود را حداکثر می کند. سود کل واحد تولیدی تا زمانی افزایش می یابد که درآمد نهائی یا اضافی حاصل از تولید و فروش یک واحد اضافی، از هزینه نهائی یا اضافی ناشی از تولید یک واحد اضافی توسط این بنگاه بیشتر باشد. سود کل واحد تولیدی تا زمانی که درآمد نهائی از هزینه نهائی بیشتر باشد افزایش می یابد تا هر دو مساوی بشوند.

منبع:تئوری و مسایل اقتصاد مدیریت/ دومینیک سالواتوره؛ترجمه سید جواد پور مقیم.-تهران:نشرنی،1386.

 


 

ادامه مطلب...
 
اقتصاد مدیریت چاپ فرستادن به ایمیل
يكشنبه ، 20 تیر 1389 ، 15:12
 

اقتصاد مدیریت به کاربرد نظریه اقتصادی (اقتصاد خرد و کلان) و ابزار تحلیل علم تصمیم گیری (اقتصاد ریاضی و اقتصاد سنجی) اطلاق می شود و بررسی می کند که چگونه سازمانی می تواند به طور کارا به اهداف و منظورهایش دسترسی پیدا کند.

مثال : بنگاهی که می خواهد سود خود را به شرط محدود بودن قابلیت دسترسی به عوامل تولید یا نهاده های اساسی (کارگر ماهر، سرمایه و مواد اولیه) و موانع قانونی (قوانین حداقل دستمزد، استاندارد ایمنی و سلامت و استانداردهای کاهش آلودگی) به حداکثر برساند. سازمانهای غیر انتفاعی (مثل بیمارستانها، دانشگاهها و موزه ها) و سازمانهای دولتی نیز می خواهند با حفظ محدودیتهایی به هدف و منظور خود برسند. با اینکه اهداف و محدودیتها در موارد مختلف با یکدیگر متفاوت اند، اقتصاد مدیریت فرایند تصمیم گیری را بررسی می کند. در واقع اقتصاد مدیریت ابزارهایی را که به وسیله آن سازمانی می تواند به اهداف خود به نحو کارا دسترسی پیدا کند، مورد بررسی قرار می دهد.

اقتصاد سنجی به کاربرد ابزارهای آماری (عمدتاً تحلیل رگرسیون) در داده های واقعی برای برآورد و پیش بینی مدلهایی که نظریه اقتصادی ارائه می کند، اطلاق می شود.

نظریه اقتصادی بیان کننده آن است که مقدار کالای مورد تقاضا تابعی از قیمت کالا (P)، درآمد مصرف کنندگان (Y) و قیمت کالاهای مکمل و جانشین آن (که به ترتیب با PC و PS نشان داده می شود)  است. با فرض یکسان بودن سلیقه می توانیم مدل (ریاضی) زیر را پیشنهاد کنیم :

(PS , PC , Y , P) f = Q

با جمع آوری اطلاعات Q ، P ، Y ، PC و PS در مورد یک کالای خاص، می توانیم رابطه تجربی  (اقتصاد سنجی) را برآورد کنیم. با داشتن این اطلاعات واحد تولیدی می تواند تعیین کند که در نتیجه تغییری در P ، Y ، PC و PS ، Q چقدر تغییر پیدا خواهد کرد. سپس می تواند تقاضای آتی کالا را پیش بینی کند. این اقدامات مدیریتی جهت رسیدن به هدف و منظور واحد تولیدی برای به حداکثر رسانیدن سود به طور کارآ ضروری و مهم است.

منبع:تئوری و مسایل اقتصاد مدیریت/ دومینیک سالواتوره؛ترجمه سید جواد پور مقیم.-تهران:نشرنی،1386.

ادامه مطلب...
 
اجرایی کردن طرح های راهبردی چاپ فرستادن به ایمیل
يكشنبه ، 20 تیر 1389 ، 15:11

 

اجرایی کردن طرح های راهبردی

بهترین طرح تا زمانی که اجرایی نشود نیت خیر است

 

 

چیزی که نشان می دهد یک طرح نتیجه بخش خواهد بود یا نه، تعهد افراد برجستۀ سازمان به پذیرش و انجام وظایف خاص است. تا زمانی که این تعهد عملی نشود طرح در حد امید و آروز می ماند. با پرسیدن سوال زیر از مدیران، موفقیت طرح را محک می زنند: « کدام یک از بهترین افراد خود را به این کار گمارده اید؟» مدیری که در جواب می گوید: « ولی حالا نمی توانم بهترین هایم را درگیر این کار کنم آن ها باید اول کاری را که در دست دارند تمام کنند و بعد مشغول کار جدید شوند» این مدیران به زبان بی زبانی می گویند طرحی در دست ندارند.

هر کار باید مسئولی داشته باشد، کار باید مهلت اجرا، یا ضرب الاجل، داشته باشد. نتیجۀ کار باید سنجیده شود، یعنی استفاده از بازخوردها برای بهسازی کار، این که چه چیزی را با چه ابزاری و با چه دقتی می سنجیم نشان دهنده ی این است که قضیه را چگونه می بینیم.

رهنمود: برای سنجش نتیجۀ کار معیارهای عددی تعیین کنید.

به خاطر رسیدن به نتیجه ی مورد نظر، برای خود و سازمانتان ضرب الاجل معین کنید.

منبع: رونوشت پیتر دراکر/جوزف ماچاریلو.- تهران: فرا، 1385



 

ادامه مطلب...
 
راهبری و مدیریت ریسک بنگاه چاپ فرستادن به ایمیل
يكشنبه ، 20 تیر 1389 ، 14:43

 

مقدمه

راهبری بنگاهی، مفهوم نوظهوری است که چارچوبی جامع و دربر گیرنده هر دو جنبه راهبری شرکتی و راهبری تجاری یک سازمان را ارائه می کند. دستیابی به اکسیر راهبری شرکتی مطلوب که به صورت استراتژیک با مدیریت عملکرد پیوند خورده باشد، شرکت ها را قادر خواهد کرد بر عوامل کلیدی حرکت به سوی آینده تجاری خود تمرکز کنند. این امر می تواند هم به عنوان یک چالش و هم فرصتی مناسب محسوب شود.

بررسی ها نشان می دهد اکثراً بر راهبری شرکتی تأکید شده و جنبه های عملکردی راهبری کمتر مورد توجه قرار گرفته است. راهبری بنگاهی تصویر جامعی را ارائه می کند که اطمینان می دهد اهداف استراتژیک در یک سطح قرار گرفته اند و با مدیریت خوب تحقق می یابند.


راهبری بنگاهی چیست ؟


محققان، تعاریف زیادی در رابطه با راهبری بنگاهی ارائه کرده اند. در این نوشتار راهبری بنگاهی را به صورت «مجموعه مسئولیت ها و روش هایی که توسط هیأت مدیره و مدیرعامل به مرحله انجام می رسد تا همسو با هدف دستیابی به برنامه استراتژیک، اطمینان حاصل کنند اهداف تحقق می یابند، مشخص شود ریسک ها به نحو مناسب مدیریت می شوند و اثبات گردد منابع سازمان به نحو مسئولانه ای مورد استفاده قرار می گیرد»، تعریف  می کنیم. این مدیریت کلی چندین مزیت را در بر دارد:

  • نشان دهنده نقش دو گانه هیأت مدیره هم درخصوص پایش و هم تعیین استراتژی است، و مشتمل بر مباحث کوتاه مدت و بلند مدت موجود بین راهبری و ایجاد ارزش      می باشد.
  • بر نقش تیم مدیریت اجرائی تأکید دارد.
  • امور درون سازمانی را همچون جوانب برون سازمانی شامل می شود.
  • می تواند به روشن شدن اهمیت نقش رئیس هیأت مدیره و مدیرعامل کمک کند و اینکه چرا آنها باید از یکدیگر مستقل باشند.
  • به بیان نقش چندگانه حسابداران کمک     می کند.
  • می تواند مفاهیم اصلی در یک قالب مشخص ارائه نماید.
  • مدل های مختلف راهبری در سطح بین المللی را می تواند ارائه دهد.

 

چارچوب راهبری بنگاهی در نمایه فوق نشان داده می شود. نمایه ارائه شده، بیانگر حوزه و گستره راهبری بنگاهی است که چارچوب پاسخگوئی یکپارچه یک سازمان را نشان می دهد. به طور کلی، بعد متابعت همراه با یک دیدگاه گذشته نگر همراه است در حالی که بعد عملکردی دیدگاه آتی نگر دارد. این امر نشان می دهد که راهبری شرکتی همه داستان نیست، بلکه استراتژی هم از اهمیت بسزایی برخوردار است. به عبارت دیگر، حوزه عملکرد مالی مسئولیت های راهبری شرکتی را در هم آمیخته  در جریان ایجاد ارزش و موفقیت تجاری نیز همکاری دارد. بردارهای کمرنگ تر نشان می دهند اگرچه متابعت، مستقیماً به پاسخگوئی و عملکرد، مستقیماً به ایجاد ارزش متصل نمی شوند، ولی متابعت هم می تواند به ایجاد ازرش و در عین حال عملکرد به تضمین منتهی شوند.


بعد متابعت

 

این بعد که به طور عمومی، راهبری شرکتی نامیده می شود، موارد زیر را شامل می شود :

·         وظایف رئیس هیأت مدیره و مدیرعامل

·         هیأت مدیره، ترکیب، اعضای غیر موظف، آموزش

·         کمیته ها ی هیأت مدیره، از جمله حسابرسی، پاداش و تعیین و انتصاب

·         کنترل های داخلی در یک سازمان

·         مدیریت ریسک و حسابرسی داخلی

·         پاداش عملکرد

منبع:دنیای اقتصاد / محمد آزاد.-تهران:1387.

 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 6 از 19