امروز
 پنجشنبه , 28/دي/1396
 Thursday , 18/January/2018

 

حدیث نور

شرکت های تابعه صندوق

گزيده مديريت
اصول حرفه ای بودن چاپ فرستادن به ایمیل
جمعه ، 18 تیر 1389 ، 09:03

((2))

1)   دغدغه‌مندي: آن كار براي شما، مسأله و دغدغه است، يعني شما به هر علت (مأموريت شخصي خود، نياز مالي، دغدغه علمي و امثالهم) با علاقه و خواست خود پا به عرصه آن كار گذاشته‌اند و آمده‌ايد تا مسأله‌اي را حل كرده و گره‌اي را بگشاييد.

2)   جديت: آن كار براي شما يك مسأله‌ عادي يا فرعي نيست. براي تفريح يا وقت‌‌گذراني هم آن را برنگزيده‌ايد. رويكرد شما به آن شوخ‌طبعانه و تفنني نيست بلكه در كار مصمم و جدي هستيد و آن را با نظم فراوان و وقت‌گذاري كافي انجام مي‌دهيد.  

3)   دانش و خردمندي: بر آن حوزه‌ كاري اِشراف فكري داريد. مي‌دانيد در اين زمينه، چه چيزي مهم است و چه چيزي مهم نيست؛ چقدر مهم است، و كجا و كي اهميت بيشتر يا كمتري دارد؛ و در يك كلام  خلاقانه و آينده‌نگرانه به ارتقاي وضعيت انديشيده و راهكارهاي آن را ابداع مي‌نماييد.

4)   تجربه فراوان: در اثر تجربه و ممارست فراوان در آن زمينه، دركي عميق و ژرف‌ يافته و تمامي مهارت‌ها و توانمندي‌هاي مورد نياز را به‌دست آورده‌ايد. تمامي راه و چاه موضوع را ديده و شناخته‌ايد، و قادريد خود را با هر محيط كاري "وفق" دهيد و فرهنگ سازماني آنجا را درك كرده و در صورت امكان ارتقا دهيد.  

5)   لذت‌بردن: از كار خود لذت مي‌بريد. كار را صرفاً براي رفع حاجت و گذران امور و به‌صورت بي‌ميلانه و انفعالي انجام نمي‌دهيد. بلكه دائماً از انجام كار خود، لذت مي‌بريد و آن را با شوق و ذوق وافر پي‌مي‌گيريد.  

6)   احترام‌گذاري: براي همكاران خود، مشتريان خود، كارفرمايان خود و در يك كلام سازمان خود، نهايت احترام و ادب را قائليد. احترام گذاري به ديگران براي شما واقعاً ارزشمند است، به‌ويژه براي پيش‌كسوتان، استادان و بزرگان، ارزش و احترام مضاعفي در نظر مي‌گيريد. احترام به شوونات محيط كار و رعايت اصول اخلاقي، رشد حرفه‌اي شما را تضمين مي‌كند.  

ادامه مطلب...
 
آموزه های دکتر دمینگ کسی که کیفیت را به ژاپنی ها آموخت چاپ فرستادن به ایمیل
جمعه ، 18 تیر 1389 ، 09:00

مقدمه

دردهۀ 1950، ژاپنی ها آموزه های دکتردمینگ در زمینه مدیریت و کیفیت را از او فراگرفتند و با به کاربستن آن ها، صنایع ورشکسته خود را بازسازی کرده و ژاپن را تا مرحلۀ برتری اقتصادی کنونی پیش بردند. بعضی از شرکت های آمریکایی نیز در دودهه اخیر اندیشه ها و آموزه های دکتر دمینگ را در کانون توجه خود قرار داده و توانستند از عمق شکاف رقابتی خود با ژاپن بکاهند. موفقیت حاصل از به کارگیری این آموزه ها حاکی از آن است که شیوه های درست مدیریت بسی مؤثرتر از آن است که موانع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خاص یک کشور بتواند در مقابل آن  مقاومت کند.

این آموزه ها چنان فراگیر و تعمیم پذیرند که در هر کسب و کاری و در هر موقعیتی کاربرد دارند به شرط آن که درست فهمیده شده و با عزمی راستین متحقق گردند 

 

ادامه مطلب...
 
اصول حرفه ای بودن - مجموعه مقالات مدیریتی چاپ فرستادن به ایمیل
يكشنبه ، 29 آذر 1388 ، 10:17
1)   دغدغه‌مندي: آن كار براي شما، مسأله و دغدغه است، يعني شما به هر علت (مأموريت شخصي خود، نياز مالي، دغدغه علمي و امثالهم) با علاقه و خواست خود پا به عرصه آن كار گذاشته‌اند و آمده‌ايد تا مسأله‌اي را حل كرده و گره‌اي را بگشاييد.
2)   جديت: آن كار براي شما يك مسأله‌ عادي يا فرعي نيست. براي تفريح يا وقت‌‌گذراني هم آن را برنگزيده‌ايد. رويكرد شما به آن شوخ‌طبعانه و تفنني نيست بلكه در كار مصمم و جدي هستيد و آن را با نظم فراوان و وقت‌گذاري كافي انجام مي‌دهيد. 
3)   دانش و خردمندي: بر آن حوزه‌ كاري اِشراف فكري داريد. مي‌دانيد در اين زمينه، چه چيزي مهم است و چه چيزي مهم نيست؛ چقدر مهم است، و كجا و كي اهميت بيشتر يا كمتري دارد؛ و در يك كلام  خلاقانه و آينده‌نگرانه به ارتقاي وضعيت انديشيده و راهكارهاي آن را ابداع مي‌نماييد.
4)   تجربه فراوان: در اثر تجربه و ممارست فراوان در آن زمينه، دركي عميق و ژرف‌ يافته و تمامي مهارت‌ها و توانمندي‌هاي مورد نياز را به‌دست آورده‌ايد. تمامي راه و چاه موضوع را ديده و شناخته‌ايد، و قادريد خود را با هر محيط كاري "وفق" دهيد و فرهنگ سازماني آنجا را درك كرده و در صورت امكان ارتقا دهيد. 
5)   لذت‌بردن: از كار خود لذت مي‌بريد. كار را صرفاً براي رفع حاجت و گذران امور و به‌صورت بي‌ميلانه و انفعالي انجام نمي‌دهيد. بلكه دائماً از انجام كار خود، لذت مي‌بريد و آن را با شوق و ذوق وافر پي‌مي‌گيريد. 
6)   احترام‌گذاري: براي همكاران خود، مشتريان خود، كارفرمايان خود و در يك كلام سازمان خود، نهايت احترام و ادب را قائليد. احترام گذاري به ديگران براي شما واقعاً ارزشمند است، به‌ويژه براي پيش‌كسوتان، استادان و بزرگان، ارزش و احترام مضاعفي در نظر مي‌گيريد. احترام به شوونات محيط كار و رعايت اصول اخلاقي، رشد حرفه‌اي شما را تضمين مي‌كند. 
7)   يادگيري مستمر: دائماً در كار خود مي‌آموزيد و در هر مرحله و هر دفعه از انجام كار خود، سعي مي‌كنيد نكته‌اي را آموخته و دست‌خالي از اين تجربه برنگرديد. قطعاً نبايد به هيچ قيمتي يادگيري شما در اين حوزه متوقف گردد.

8)   پشتكار: هيچگاه نوميدي بر شما مستولي نمي‌گردد و به راحتي از ميدان بدر نمي‌شويد. به كار خود دلگرمي داريد و از شكست نمي‌هراسيد. به‌علاوه همواره متعهدانه قادر به مديريت بحران‌هاي سازماني هستيد. 
9)   دلسوزي و تعهد: كارهاي خود را دلسوزانه و متعهدانه انجام مي‌دهيد. به كار خود و سازمانتان "تعلق‌خاطر" داريد و كار را از آنِ خود مي‌دانيد. جوشِ كارتان را مي‌زنيد و به هيچ وجه بي‌تفاوت يا كم‌توجه به آن نيستيد. همواره متعهد به انجام كارتان به صورت احسن هستيد.
10)  بهره‌وري: بازده كار شما بالاست. اثر بخشي و كارآيي زيادي داريد. ازسرعت و دقت كافي برخورداريد و در كارهايتان خلاقيت و نوآوري به خرج مي‌دهيد. با هزينه كمتر، ارزش‌افزوده‌ي بيشتري (براي خود يا سازمانتان) ايجاد مي‌كنيد (و البته بايد حتماً درآمد مناسب و شايسته‌اي نيز داشته باشيد).
 
 
آموزه های دکتر دمینگ کسی که کیفیت را به ژاپنی ها آموخت چاپ فرستادن به ایمیل
دوشنبه ، 23 آذر 1388 ، 10:09
مقدمه
دردهۀ 1950، ژاپنی ها آموزه های دکتردمینگ در زمینه مدیریت و کیفیت را از او فراگرفتند و با به کاربستن آن ها، صنایع ورشکسته خود را بازسازی کرده و ژاپن را تا مرحلۀ برتری اقتصادی کنونی پیش بردند. بعضی از شرکت های آمریکایی نیز در دودهه اخیر اندیشه ها و آموزه های دکتر دمینگ را در کانون توجه خود قرار داده و توانستند از عمق شکاف رقابتی خود با ژاپن بکاهند. موفقیت حاصل از به کارگیری این آموزه ها حاکی از آن است که شیوه های درست مدیریت بسی مؤثرتر از آن است که موانع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خاص یک کشور بتواند در مقابل آن مقاومت کند.
این آموزه ها چنان فراگیر و تعمیم پذیرند که در هر کسب و کاری و در هر موقعیتی کاربرد دارند به شرط آن که درست فهمیده شده و با عزمی راستین متحقق گردند.

چهارده آموزه برای تغییر شکل مدیریت
آموزۀ1- اگر غایت شما رقابتی شدن و ماندن در کسب وکار و کارآفرینی است، بهبود محصول و خدمات را هدف ثابت و مشخص خود قرار دهید.
آموزۀ2- فلسفه جدید را اقتباس کنید. ما در دوران اقتصادی جدیدی هستیم. مدیران غربی باید از چالش موجود آگاه شوند، مسئولیت های خود را بشناسند و برای تغییر، رهبری را به دست گیرند.
آموزۀ3- برای دست یابی به کیفیت، از تکیه بر بازرسی گسترده دست بردارید. با ایجاد کیفیت در محصول، از همان آغاز کار نیاز به بازرسی گسترده را از بین ببرید.
آموزۀ4- به کسب و کار مبتنی بر پاداش براساس قیمت کالا پایان دهید. در عوض هزینه کلی را به حداقل برسانید. هر نوع کالا را از یک تامین کننده بخواهید و براساس یک رابطۀ درازمدت مبتنی بر وفاداری و اعتماد با او رفتار کنید.
آموزۀ5- سیستم تولید و ارائه خدمات را پیوسته و همیشه بهبود بخشید تا کیفیت و بهره وری بهبود یابد و در نتیجه هزینه ها به طور روزافزون کاهش پذیرد.


آموزۀ6- آموزش در خصوص شغل را برقرار دارید.
آموزۀ7- رهبری را اعمال کنید. هدف از نظارت باید آن باشد که به افراد، ابزارها و دستگاه ها برای ارائه کار بهتر کمک برساند. نظارت بر مدیریت و هم چنین نظارت بر کارگران خط تولید، نیازمند تغییر کلی است.
آموزۀ8- ترس را نابود کنید تا هرکس بتواند برای شرکت به طور مؤثر کار کند.
آموزۀ9- موانع موجود میان بخش های شرکت را در هم بشکنید. افراد در بخش های تحقیق، طراحی، فروش و تولید باید گروهی کارکنند تا مشکلاتی را پیش بینی کنند که ممکن است در تولید ایجاد شوند یا مشتری هنگام استفاده از محصول یا خدمات با آن ها مواجه گردد.
آموزۀ10- شعارها، اصرارها و هدف هایی را کنار بگذارید که برای نیروی کار تعیین می کنید و از طریق آن ها می خواهید که کارگران هیچ محصول معیوبی نداشته باشند و به سطوح جدیدی از بهره وری برسند. چنین تاکیدها و شعارهایی تنها رابطی کینه توزانه ایجاد می کنند. چرا که عمده علل کیفیت پایین و بهره وری کم ناشی از سیستم است و بنابراین، خارج از حیطۀ قدرت نیروی کار قرار دارد.
آموزۀ11- الف- استانداردهای کاری (سهمیه ها) را در کارخانه حذف کنید. رهبری را جایگزین نمایید.
آموزۀ11- ب- مدیریت بر پایۀ اهداف را رها کنید. مدیریت بر پایه ارقام واهداف رقمی را کنار بگذارید و رهبری را جایگزین نمایید.
آموزۀ 12- الف- موانعی را از میان بردارید که کارگران ساعتی را از حق خود در مورد غرور استادکاری محروم  می کند. سرپرست ها باید به جای ارقام محض، مسئولیت کیفیت را بپذیرند.
آموزۀ12- ب- موانعی را از بین ببرید که افراد بخش های مدیریت و مهندسی را از حق خود در مورد غرور استادکاری محروم می کند. این امر به طور ضمنی به معنای براندازی ارزشیابی سالانه یا درجه بندی استحقاقی و مدیریت بر پایۀ اهداف است.
آموزۀ13- برای آموزش و خوداصلاحی (self-improvement) برنامه ای جدّی تنظیم کنید.
آموزۀ14- برای دگرگونی، تمام افراد شرکت را به کار گیرند. دگرگونی یک وظیفه همگانی است.

منبع: آموزه های دکتر دمینگ: کسی که کیفیت را به ژاپنی ها آموخت/ رافائل اگوایو؛ ترجمه میترا تیموری.- آموزه، تهران: 1382، 389 صفحه.
 
 
استراتژی در شرکت های هلدینگ چاپ فرستادن به ایمیل
دوشنبه ، 3 تیر 1387 ، 18:01
«بسمه تعالی»

شرکت هلدینگ، گروه شرکت ها یا شرکت مادر، شرکت هایی هستند که طی 30 سال گذشته رشد چشمگیری داشته اند. اثر گذاری این شرکت ها در بخش های مختلف اقتصادی بسیار با اهمیت است و بسیاری از کشورها به اسم شرکت هایشان شناخته می شوند.
لازم نیست بگوییم که نوکیا مشهورتر از فنلاند است یا شهرت سامسونگ  و ال جی از کره بیشتر است. نقش شرکت های هلدینگ در بخش های مختلف اقتصادی به قدری زیاد است که حدود 60 درصد دارایی های ایالات متحده توسط شرکت های هلدینگ کنترل و اداره می شوند، این تناسب تقریباً در اروپا نیز وجود دارد. در کشورهای در حال توسعه نیز بخش عمده ای از اقتصاد توسط گروه های صنعتی اداره و کنترل می شود.لذا اثربخشی فعالیت ها در اقتصاد نوین جهانی به اثربخشی راهبردهای شرکت های هلدینگ بستگی دارد و بقای مدیران عامل این گونه شرکت ها نیز به اثربخشی راهبردهای شرکتشان بستگی دارد. حتی این موضوع در مورد مدیران عامل شرکت های کوچکتر که با شرکت های هلدینگ رقابت می کنند نیز صادق است و آنها باید از راهبرد این گونه شرکت ها درک درستی داشته باشند.
حال این سئوال  مطرح می شود  که آیا نحوه اداره شرکت های هلدینگ که عملاً گروهی از شرکت ها هستند با شرکت های معمولی یکسان است ؟ آیا مهارت های مدیران در این گونه شرکت ها با مهارت های مدیران سایر شرکت ها یکسان است ؟ آیا نحوه تصمیم گیری، نظارت و کنترل، سلسله مراتب و اختیارات با شرکت های معمولی تفاوتی ندارد ؟ نوع سازماندهی و ساختار چطور ؟
ادامه مطلب
 
<< شروع < قبلی 11 12 13 14 15 16 17 18 19 بعدی > انتها >>

صفحه 19 از 19